تبليغاتX
کوبیست

 

تکه تکه آسمان ابر

چاک خورده روح و جان ابر

 

سقف آسمان چکیده بر

گوشه گوشه ی زمین تر

 

خانه های سوت و کور و تنگ

کوچه های بی عبور رنگ

 

یک قلم به رنگ آفتاب

یک صدا اسیر ذهن قاب ....

 

[]

 

مشق دفترم که پاره شد ،

اشک رفت و یک ستاره شد

 

چشمکی به من زد و پرید

باد شاد بود می وزید

 

 

+ نوشته شده توسط راضیه شایسته نیا در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 0:24 |

من هم يكي از رنگ هاي جعبه ي مداد رنگي رهياد هستم . حس مي كنم باران شروع خوبي است كه پايان پاييز و اولين باران همراه با قدم هاي تازه ي  من در شعر بود . فصل پاييز نيز همچنان برايم مقدس است .

 

قصه ها ، شبانه ها ، اتاق ها و سايه ها

بعد ، امتداد اين ترانه ها ، كنايه ها

 

بگذر از تمام بودنت تو اي تمام من

از نبودنت شروع كن ، به سوي ما شدن

 

تا عبور او وجود من پر است از آسمان

بشكنيد و بگذريد از گذار كهكشان

 

با همان گلي كه رفت تا سكوت هفته ها

رفته ها پر از من اند و من پر از نرفته ها

 

مي روم به ناكجا ، به ناكجاي داستان

ناكجا كجاي جاده ؟ اي خدا كه جانمان ...

آذر86

 

+ نوشته شده توسط راضیه شایسته نیا در دوشنبه دهم دی 1386 و ساعت 16:41 |